سفارش تبلیغ
صبا ویژن



یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !
ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !
مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد :|



یکی از فانتزیام اینه که یه قنادی بزنم توش قند بفروشم !
یه عطاری بزنم توش عطر بفروشم !
یه قهوه خونه بزنم توش قهوه بفروشم !
والا با این تحریماشون


یکی از فانتزیام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی حموم بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم ( دوره کیلویی 10000 تومان ) بیافته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه کسی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم



یکی از فانتزیام اینه که اون دسته ای که تیریپ خفن روشنفکری برمیدارن و میگن باید به هر عقیده ای احترام گذاشت رو بندازم وسط یه قبیله تو اعماق جنگل آمازون که اعتقاد دارن غریبه هارو باید خورد !
تا نسلشون برای همیشه محو بشه . ببینم همچنان نظرشون همونه !:|



یکی از فانتزیام اینه که بعد ها پسرم بهم بگه بابا 50 هزار تومان بهم پول میدی ! :|
منم بگم چی 40 هزار تومان ؟
30 هزار تومان می خوای چی کارش کنی عاخه ؟
بچه های مردم روزی 20 هزار تومان می گیرن با همون 10 هزار تومن کنار میان ، اونوقت تو 5 هزار تومان از من می خوای ؟
بابای من 4 هزار تومان به من نمی داد که من بخوام 3 هزار تومان به تو بدم !
بیا حالا این دو هزار تومان تومن رو بگیر !
بعد پسرم نگاه کنه ببینه بهش هزاری دادم !
بره همون افق خونه مجردی رفیقاش ! والا



یکی از فانتزی هام اینه که
یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود ( بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه ) بیاد و بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شما رو 2 میلیون دلار خریدارم !
منم با غرور کامل قبول کنم و اونم 2 میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالای کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیرر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، 30 کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب در میاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم ، حتی شما دوست عزیز




یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !
عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد
بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم :(
بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم




 

قطعا ما دهه شصتی ها هممون رتبه تخست رو تصاحب میکنیم !

 

بدو بدو  کباب مقاومتیه !

آخر رفاقت و دوستی !

متاسفانه در بعضی مواقع اینجوری میشه !

ابتکار و خلاقیت بسیار جالب

شکار صحنه !

ایده جالب و کاربردی

تبدیل یو اس بی چند کاره !

ژاکت خانواده !

شکار صحنه

زامبی بادام زمینی !

صندلی تعطیل است !

موشام کو ؟؟؟؟

نقاشی سه بعدی بسیار جالب

نقاشی های سه بعدی هنرمندانه

نقاشی های سه بعدی  دیدینی

بهترین نقاشی های سه بعدی

دیگه این مدلیشو ندیده بودیم !

اوفففف ?? اینم افتاد

باید یکی دیگه رایت کنم !

شک نکنید کار یه مرده !

کاری از واحد تعمیر و ترمیم و بازسازی بافت های فرسوده !

با تشکر از واحد حمل و نقل

بخش پشتیبانی ، بخش ترابری ، مدیریت روابط عمومی ، تیم تدارکات

و با تشکر ویژه از مهندسین متخصص و  نیروی انسانی سازمان 

شباهت در حد رونالدینیو و رونی !

مجموعه خاطرات یک پسر ، به همراه رایحه خوش بوی باقالی پخته !

شکار صحنه !

امروز یک سگ

فردا کل جهان !

بدون شرح !

شکار صحنه

اومد سورپرایز کنه خودش سورپرایز شد !

جدیدترین متد قفل امنیتی

دوش و شیر پا شوی قبل از ورود به منزل !

از واجبات بعضی از آقایان !

هدف از این کار چی میتونه باشه آیا !؟

خداوکیلی آخرشه !

گاو تربیت کرده در حد اسب !

خیلی دوس دارم بدونم اینایی که اولین قدم رو گذاشتن روی سیمان ها

چی فکر کردن که بقیه راه رو هم اومدن ؟

دستشون درد نکنه ، فکر سگه هم بودن

بابا خالی بندی تا حد آخه 

خدا پدر فیلمای هندی رو بیامرزه !

اصلا دست به هیچ وجه نباید از روی دسته پلی استیشن برداشته بشه

به هیچ وجه !

خلاقیت جالب !

قدیما برف بود و خونه

الان دوده هست و کارخونه

همکاری سه شرکت تولیدی معتبر کفش در جهان !

آخیییی !

روزگارو میبینی ؟ گنجیشکا هم واسه خودشون خونه دارن

معمولا تا یه صفحه اینترنت لود بشه من از این قبیل کارا انجام میدم !

ساخت چین !

یکی دیگر از کابرد های تبلت های اپل !

اینم نمایی از پشت در اتاق من

وقتی در حال خوردن پفک نمکی مینو هستم !

ینی عین واقعیته !

شرح در عکس !

یک روز معمولی در خوابگاه پسران !

خروس غیرتی به این میگن !

من ، وقتی از بابام پول تو جیبی میخوام !

مدیر کارخونه ای که این آلودگی های صوتی رو پخش کردی همه جا

آیا میدانی به اندازه پولی که به جیب زدی

ده برابرش فحش های کاف دار برای خودت خریدی ؟!

صدا خفه کن تانک !

خدایی قبول دارین ؟

این یارو منو یاد غول کمبات 3 میندازه !

اینم از اسپرت کردن نسل ما !

اسباب بازی فرزند یک مکانیک !

آیا این اونه ؟!

یا تو بار بهش فشار اومده ناراحته !؟

 

قیافه پسرا وقتی از جلوی دخترا رد میشن !

یکی از اتفاقات گند زندگی !

کدوم بیشعوری سوسیسا منو اینجوری کرده ؟!؟

شرح در عکس !

بدون شرح !


 

خب دیگه خسته شدم این آخر دیگه حالی برام نمونده 

خدا نگهدار تا برنامه بعد ??!

 




تاریخ : پنج شنبه 92/5/3 | 7:54 عصر | نویسنده : جهانگیر مرادی | نظر
  • قالب پرشین بلاگ
  • خنثی